0
سبد خرید
سبد خرید شما تهی است.
مقالات

زری بافی و ترمه بافی

انتشار در 25 اردیبهشت 1394

مقدمه

در زمینه تاریخچه و پیدایش دو نوع از پارچه های فاخر و نفیس ایرانی یعنی پارچه زری و ترمه بررسی ها و مطالعات مختلفی صورت گرفته است. اما به دلیل اطلاعات کم و یا مطالب ضد و نقیض درباره این هنرها برخی نکات پیرامون این دو بافته همچنان در پرده ای از ابهام است که پی بردن به صحت و سقم آنها تحقیق و تفحص بیشتری می طلبد. برخی پارچه های ترمه را همان زری دانسته و تفاوتی بین آنها قائل نمی شوند. حال آنکه به لحاظ بافت و تزیین و سایر وجوه تفاوت های بسیاری وجود دارد. اکنون این سوال مطرح است که واقعاً چه مشترکات و تمایزاتی را می توان در مقایسه آنها با یکدیگر ذکر نمود؟ و آیا این دو پارچه در تداوم و تکامل هم به وجود آمده اند؟ یا اینکه هر یک مسیر پیدایش و تکامل خویش را داشته است؟ بنابراین شاید مقایسه ای تحلیلی بین این دو بافته از نظر پیشینه، طرح و روش بافت برای رسیدن به نتیجه ای قابل قبول راهگشا بوده و محققان و پژوهشگران را به تحقیقات دامنه دارتری ترغیب نماید. در آغاز تحقیق به تاریخچه بافت پارچه در ایران و مطالبی پیرامون پارچه های زربفت و ترمه از نظر سیر تاریخی آنها اشاره خواهد داشت.

تاریخچه پارچه بافی

پارچه بافی از قدیمی ترین هنرهای ایرانی است که همواره در آن ابداعات و نوآوری های بیشماری صورت گرفته است. ایرانیان علاوه بر اینکه در این فن پیشگام بودند، در رشد و تکامل آن نیز نقش به سزایی داشتند. با وجود اینکه به صراحت نمی توان در مورد زمان پیدایش پارچه بافی در ایران اظهار نظر کرد؛ اما با توجه به برخی آثار و مستندات شواهدی مبنی بر آشنایی ساکنین ایران باستان از دوره دوم سنگ با فن پارچه‌بافی موجود است. در کاوش های باستان شناسی از جمله غار کمربند در نزدیکی بهشهر، برخی آثار مکشوف مربوط به 6000 سال پیش گواهی می دهد که در آن زمان فن ریسندگی و تبدیل پشم به نخ رواج داشته است. در فرهنگ اساطیری ایران، جمشید پادشاه کیانی را مخترع دستگاه پارچه بافی می دانند که فردوسی در شاهنامه از آن با همین عنوان یاد کرده است (کریمی، ص 80). در نوروزنامه خیام آمده است: «جمشید دیوان را مطیع خود ساخته و بفرمود تا گرمابه ساختند و دیبا بافتند. و دیبا را پیش از ما دیو باف خواندندی…» اما گردیزی در کتاب معروف خود، زین الاخبار، این بافته دیو را مربوط به زمان طهمورث دانسته و می نویسد: «در دیوان کرم ابریشم را بیاوردند تا بر درخت ابریشم تنید و از آن بپختند، گفتند اینک درخت که جامه ملوک بار آورد …» (پور ابریشم، 1390، ص 54).

نخستین نشانه ها از وجود پارچه منسوج را در حفریات شوش بدست آورده اند که شامل تیغه هایی مسی1 مربوط به 4000 سال پیش است که آثار پارچه ای (احتمالاً کتانی) بر روی آن مشاهده می شود. همچنین در کاوش های منطقه شوش باستان شناسان با یافتن مهره هایی متعلق به هزاره چهارم این احتمال را می دهند که در شوش هنر پارچه بافی رایج بوده است. در این مهره ها یک دار افقی به همراه بافندگانی در اطراف آن به تصویر کشیده شده اند (تصویر شماره 1). در یک نقش برجسته کشف شده از شهر باستانی شوش نیز یک زن عیلامی را مشغول نخ ریسی نشان می دهد که آن هم سندی دیگر برای این مدعا می باشد.

article 101تصویر 1: تصویر دار بافندگی بر روی مهره های شوش، هزاره چهارم قبل از میلاد (Barber,1991,84)

پارچه بافی در دوره ماد و هخامنشی

از نقش برجسته ها و مجسمه های سنگی به جا مانده از دوره ماد نیز می توان به بافت انواع پارچه های پشمی، کتان و دیگر الیاف گیاهی که با طرح ها و حاشیه های زیبا مزین شده اند پی برد. در جریان حفاری‌های جدید در شهر سوخته2 (3200 قبل از میلاد) نیز ۱۲ نوع پارچه یک رنگ و چند رنگ یافت شده که معرف وجود صنعت پیشرفته پارچه بافی در آنجاست. در عصر باستان پارچه بافی ایران تحت تأثیر تمدن های بین النهرین رشد و توسعه می یابد. آشوری ها در سده هفتم قبل از میلاد در شمال بین النهرین به تولید ابریشم می پرداختند (ریاضی، 1374، ص 50). هخامنشی ها نیز با فراگیری روش تهیه آن از آشوری ها، ابریشم را به یونان صادر می کردند. اسناد بدست آمده حکایت از پرورش تخم نوغان در آسیای میانه و منطقه سغد در عهد باستان و پیش از هخامنشیان دارد؛ که این امر بافت پارچه های ابریشمی را در ایران زمان هخامنشی تقویت می نماید (امیری، 1387، ص 8). از سده سوم تا اوایل سده هفتم میلادی، منسوجات ابریشمی ایران به دلیل داشتن نقش های پرشکوه و رنگ های شفاف در جهان از اعتبار ویژه ای برخوردار می گردد. کشف قطعات متعدد پارچه های ابریشمی و پشمی ایران در ترکستان چین، ژاپن، قفقاز، فرانسه، سوریه، مصر و ایتالیا این مدعا را ثابت می کند (گیرشمن ، ج 2، ص 229ـ 238).

پارچه بافی دوره ساسانی

دوره ساسانی از دوران طلائی تاریخ ایران به جهت رونق بازار هنر و صنعت است. صنعت پارچه بافی از جمله هنرهایی بود که در این دوره ترقی فراوان کرد و در نتیجه این پیشرفت عظیم، مقدار زیادی پارچه های الوان با نقوش گل های زیبا و حیوانات عجیب بافته شد که از راه تجارت در قرون وسطی و در زمان جنگ های صلیبی به اروپا برده شده اند. دردوره ساسانی، واقع شدن ایران در مسیر جاده ابریشم باعث می شود ایران به گذرگاهی مهم برای تجارت کالاهای قیمتی چون ابریشم و پارچه های نفیس به سایر ممالک تبدیل شود. به تدریج پادشاهان ساسانی تجارت ابریشم را به انحصار خود در آورده و رشد و رونق صنعت پارچه بافی را موجب شدند. بر طبق نوشته برخی مورخین در زمان ساسانیان بافت پارچه های فاخر مانند دیبا و زری که مورد استعمال پادشاهان و حکام وقت بوده، ترقی بسیار کرده است. مسعودی در کتاب مروج الذهب در سلطنت شاپور دوم می گوید: «چون شاپور رومیان را شکست داد گروهی از ایشان را آورد و در شوش و شوشتر و جز آن از شهرهای ناحیه اهواز جا داد و نسل ایشان بسیار شدند و در این سرزمین ساکن گردیدند و در این زمان دیبای شوشتر و جز آن معمول شد و انواع حریر را در شوشتر و تافته را در شوش و پرده و فرش را می بافتند و تاکنون معمول است.» بدین ترتیب پارچه بافی ایران در دوره ساسانیان، به مرحله ای از تکامل می رسد که تا سالها پس از انقراض پادشاهی ساسانی، پارچه های این دوره از نظر شیوه بافت و تنوع طرح، همچنان مورد توجه بوده و طرح ها و نقوش آن ها الگوبرداری و تقلید می شده است.

                               article 102                                  article 103

                    تصویر 2: پارچه ی ابریشمی با نقش سیمرغ، سده ی 6 میلادی،            تصویر 3: پارچه ابریشمی از سده 8-9 میلادی با نقش شیران

                                          موزه ی ویکتوریا و آلبرت لندن                                             متقابل، موزه لورن در نانسی محل بافت: شرق ایران

زری بافی

آنچه که پارچه های ایرانی را در جهان متمایز و خاص می نمود، زیبایی در طرح و نقش و تنوع منسوجات بود. پارچه زری ایرانی از جمله پارچه هایی است که به لحاظ شکوه و جلال موجود در طرح و رنگ آن همواره مورد توجه جهانیان بوده است. طبق نوشته مورخین پارچه های ابریشمی ایرانی که در برخی از آنها تار و پودهای زر و سیم بکار برده می شده است (زری) از نظر زیبایی، نرمی، لطافت و درخشش زبانزد یونانیان بودند (امیری، ص 8). زری یا زربفت پارچه‌ای ظریف و بسیار گران بهاست که چله یا تار آن از ابریشم خالص است و پودهای آن ابریشم رنگی و نخ گلابتون است که می‌تواند زرین یا سیمین باشد. آن چیزی که باعث درخشش و گران‌بهایی ویژه پارچه‌های زربفت می‌شود، گلابتون است. نخ گلابتون همان نخ طلا است؛ که مغز آن از ابریشم خالص بوده و نوار باریکی از طلا به دور آن پیچیده می شود. برای درست کردن گلابتون هنرمند باید مفتولی از طلا و یا نقره به قطر 10 سانتیمتر را به نخ های نازک تبدیل کرده و بر روی ابریشم بپیچد.

زری بافی در عهد باستان

بر اساس برخی منابع مکتوب و مستندات تاریخی بافتن پارچه های زری در ایران از دوره هخامنشی تا پادشاهی ساسانی رواج گسترده ای داشته است. بافت پارچه هایی که در متن عناصر تزئینی آن ها نخ های گلابتون به کار می رفت را به دو هزار و پانصد سال پیش نسبت داده اند. طبق نوشته های مورخین، بافت پارچه های زربفت در دوره هخامنشی صورت می گرفته است. البته نمونه های این پارچه ها امروزه موجود نیست. در این مورد می توان به نوشته های مورخین و منابع مکتوب آن دوره و نقوش آثار باستانی از جمله نقش برجسته های تخت جمشید، شوش و پاسارگاد استناد کرد.

در دوره ساسانی پارچه بافی ایران شهرتی جهانی یافته و انواع بافته ها از جمله پارچه های زر بافت به عنوان هدیه از طرف پادشاهان ایرانی و نیز از طریق بازرگانان راهی ممالک غربی و روم می گردند. نقوش منسوجات ساسانی با الهام از طبیعت و مفاهیم دینی و تاریخی، مشخصه این دوره و از عوامل محبوبیت آن است. امروزه آثار بسیار نفیسی از پارچه های زربفت ایرانی با نقوش ساسانی در موزه ها و کلیساهای مختلف جهان نگهداری می شود؛ مانند پارچه زربفت کلیسای شهر نانسی فرانسه که 1200 سال پیش مسافران اروپایی باقیمانده صلیب مقدس را در آن پیچیده و به اروپا بردند (تصویر شماره 3). پارچه، نقش دو حیوان خیالی کنار درخت زندگی در قاب دایره را دارد که از طرح های رایج ساسانی می باشد. این پارچه مربوط به قرون سوم و چهارم هجری است که هنوز نقوش و سنن هنر ساسانی در پارچه بافی ایران دیده می شود (بهنام، 1342، ص 3).

زری بافی در دوره اسلامی

با استناد به منابع مختلف می توان اظهار داشت که کارگاه های پارچه بافی دایر در شهر های شوش، شوشتر و جندیشاپور که از زمان ساسانیان شهرتی ویژه در تولید انواع پارچه های ابریشمی داشتند، پس از اسلام نیز فعالیتشان تداوم یافت. از پارچه هایی که در قرون اولیه اسلامی از تار و پود ابریشم و زر و نقوش رنگین بافته می شد می توان به: نگار، طراز، ملحم، سقلاطون، قصب و مثقل اشاره کرد.

دولت آل بویه که در سده های چهارم و پنجم بر تمامی ایران و عراق عرب غیر از خراسان سلطه داشتند، در رونق بخشیدن به هنر و صنعت ایرانی – اسلامی با مفاهیم و عناصر مذهبی کوشیدند. در عهد آل بویه، مراکز عمده بافندگی، مرو و نیشابور و مهمترین آن ری بود. طبق نوشته محققین در این مراکز انواع پارچه های ابریشمی و زری بافته می شد. در شیراز، پارچه سقلاطون که پارچه ابریشم آمیخته به رشته های فلز طلاست می بافتند. در رسم آن دوره اجساد بزرگان را در ابریشم، زری و پارچه های نشان دار می گذاشتند که در حاشیه محل بافت شان نوشته شده بود (فتحی، لیدا، 1388، ص 43). مجموعه ای از منسوجات و پارچه های زری مکشوفه از قبور شهر ری و بقعه بی‌بی شهر‌بانو و کوه های نقارخانه متعلق به این عهد می باشد که دارای نقوش پرندگان و عقابهای دو سر است (تصویر شماره 4).

article 104تصویر 4: پارچه خط نوشته با نقش پرنده برای پوشش قبر، دوره آل بویه، قرن 4 هجری

دوره سلجوقی و در پی آن دوره مغول صنعت نساجی سیر نزولی پیموده و به سال های فترت خود می رسد. اما همچنان بافت پارچه های زربفت با طرح های لطیف و شاعرانه ملهم از نقاشی های هم عصر و نقوش ایرانی تداوم می یابد. طبق نوشته ابن بطوطه در عهد ایلخانی بافت نوعی پارچه زربفت مرغوب در تبریز رونق داشته است. این شهر و شهرهای سمرقند و هرات در دوره تیموری به تولید زری معروف بودند. نقوش منسوجات متعلق به این عهد عموماً به سبک چینی است. قطعه پارچه نفیسی متعلق به موزه ایران باستان نمونه پارچه ابریشمی زربفت باقیمانده از قرن نهم هجری که نقش آن عبارت از جنگ سیمرغ و اژدهاست. اژدها طرحی است که در چین معمول و مرسوم بوده و ایرانیان آن را از هنر چین اقتباس نموده‌اند ولی سیمرغ از نقوش متداول و معمول دوران ساسانیان است که در اوستا نیز از آن نام برده شده‌است ( برزین، 1346).

article 105تصویر 5: پارچه زربفت دوره سلجوقی، اقتباس از نقوش ساسانی،

شاهنشاهان ایران در کنار درخت مقدس و آب حیات

 

همانطورکه در بخش فوق بیان شد؛ در این مقاله ما قصد داریم در مورد چگونگی پیدایش دو نوع از پارچه های فاخر و نفیس ایرانی، یعنی پارچه زری و ترمه تحقیق کرده و وجوه مشترک و متمایز آن ها را مورد بررسی قرار دهیم. از این رو برای دستیابی به اطلاعات پیرامون تاریخچه و خاستگاه هر یک از این بافته ها، سیر تاریخی صنعت بافندگی و پارچه بافی را در ایران به اجمال مرور می نمایم. در این روند ما مدارک و شواهد موجود را از عهد باستان مورد بازبینی قرار داده و تا دوره های پس از اسلام امتداد دادیم. با توجه به این که آثار به جا مانده از برخی دوره ها، کم و اندک است و شواهد مستند و تاریخی معتبری نیز در دسترس نیست؛ استدلال در مورد صنعت پارچه بافی در آن برهه ممکن نبوده؛ زیرا عواملی مانند دوام کم پارچه در طول زمان، شرایط آب و هوایی، نابودی آثار بر اثر حوادث طبیعی، جنگ ها و غیره می تواند باعث این امر باشد. بسیاری از محققان و مورخین هنری، دو دوره مهم و درخشان در هنر پارچه بافی ایران را دوره ساسانی و صفوی ذکر می کنند که یکی مربوط به پیش از اسلام و دیگری از دوره های پس از ظهور اسلام در ایران است. پیشتر در مرور این صنعت در عهد باستان به پارچه بافی ساسانی پرداخته و نمونه های از آثار و شواهد موجود از آن دوره را که مربوط به موضوع تحقیق در این مقاله یعنی پارچه های زری است؛ برشمردیم. اینک بر آنیم تا به دوره طلایی هنر ایران یعنی عهد صفوی رفته و نگاهی ژرف تر به پارچه بافی و منسوجات بافته شده در آن دوره بیاندازیم.

پارچه بافی در دوره صفوی

در سیر تاریخی صنعت پارچه بافی ایران، عهد پادشاهی صفوی را دوران طلایی می نامند. در بررسی پارچه های قدیمی موجود در موزه ها، بیشترین نمونه ها از دوره صفوی به جا مانده است؛ که به لحاظ طرح و بافت بسیار ارزنده بوده و از کیفیت و تنوع بالایی برخوردار می باشند. نمونه ها شامل انواع پارچه های ابریشمی، کتانی، اطلس، مخمل و زری با نقوش متنوع و موضوعاتی از داستان های شاهنامه و منظومه های ادبی، شکارگاه ها و مجالس بزم است. شاه عباس صفوی در زمان حکومت خود با حمایت از هنرمندان و دعوت آن ها برای توسعه کارگاه های بافندگی از شهرهای مختلف، موجبات رشد و تکامل پارچه بافی ایران را بیش از پیش فراهم نمود. در این زمان اصفهان و شهرهایی چون یزد، کاشان، رشت، مشهد، قم و تبریز از مهم ترین و بزرگ ترین مراکز ابریشم بافی محسوب می شوند؛ که انواع پارچه های ابریشمی شامل پارچه های ابریشمی ساده، نقش دار و مخمل های ابریشمی را تولید می کردند. همچنین پارچه ای به نام «خارا» که بافتی محکم و متراکم از ابریشم داشته و پارچه ای به نام «مشجر» که نوعی حریر با نقوش شاخه و برگی بود؛ در این مراکز بافته می شده است.

در این دوره یزد به بافتن پارچه ای به نام «دیباج» معروف می گردد که با تاری از نخ های زرین بافته می شد. یزد از جمله مراکز مهم بافندگی محسوب می شد که در بافت انواع پارچه های نفیس و فاخر شهره بود. از این منسوجات می توان به پارچه «زربفت» با الیاف طلا و نقره به صورت «یک رو» و «دو رو»؛ پارچه مخمل زرین بافت و «دیباج» بافته شده با نخ های زرین اشاره کرد. همچنین در این شهر نوعی پارچه به نام «سیر و نیم سیر» بافته می شده که بافته ای کم رنگ با نقوش هم رنگ زمینه به صورت براق بوده است. گفته می شود در دوره سلجوقی نیز بافت پارچه ابریشمی مرسوم بود که با تغییر نور، تغییر رنگ می داد و به پارچه رنگ و نیم رنگ شهرت داشت؛ احتمالاً پارچه «سیر و نیم سیر» همان پارچه «رنگ و نیم رنگ» بوده که بافت آن تا دوره صفوی تداوم یافته است (شریفی، 1392، 103). بنابراین می توان چنین برداشت کرد که با وجود کمبود مدارک در مورد صنعت پارچه بافی عهد سلجوقی، منسوجات آن از کیفیت و تنوع بالایی برخوردار بوده و در واقع بسیاری از پارچه های صفوی سیر تکامل خود را از دوره های پیش تر آغاز کرده اند. ارتباط هنرها و کاربرد نقاشی های مینیاتور در هنرهایی مانند سفالگری، فلزکاری، پارچه بافی و غیره از سنت هایی بود که در دوره سلجوقی رایج شده و در عهد صفوی به طور گسترده ای رواج می یابد. دو سبک معروف در بافندگی صفوی وجود داشت. یکی به رهبری غیاث الدین معروف به غیاث نقشبند که مشخصه آن طر ح های کوچک در یک طرح گل است که با یکدیگر هماهنگی داشتند. مکتب دوم بافندگی به رهبری رضا عباسی نقاش معروف شکل گرفت که از نقاشی های مکتب اصفهان استفاده می کرد و از اصول او طرح های بزرگ است و در خیلی از ریزه کاری ها مثل نمایش چهره، نوع لباس و کلاً موضوع شبیه نقاشی های سبک اصفهان است (روح فر، 1378، ص 75).

article 03پارچه زربفت، دوره صفوی، 1600 میلادی

از طرح‌های مشهور و متداول این دوران تصویر انسان است که غالباً برای تزیین پرده‌ها از آن استفاده می‌شده ‌است. گاه هنرمند فقط نقش یک نفر را برای تزیین انتخاب نموده و زمانی با مجالس بزم و شکار، پارچه‌ها را منقوش ساخته‌است. لباس‌های غالب این اشخاص از انواع لباس های فاخر و قیمتی مخصوص درباریان و یا اشراف و شاهزادگان است. تزیین و آرایش زری و پارچه‌های ابریشمی با نوشته به خط نسخ و نستعلیق یکی دیگر از طرح هایی است که در دوران صفویه متداول بود. این خط نوشته ها در برخی بافته ها با تصویر نباتات یا شاخ و برگ های تزیینی به کار برده می‌شده‌است (برزین، 1346، ص 43). کارگاه های پارچه بافی صفوی در شهرهای مختلف معمولاً به بافته هایی با طرح ها و ویژگی های خاص همان محل معروف بودند. برای مثال زری های طرح محرابی در یزد و زری های گل و بوته دار با نقوش انسانی در اصفهان و شال های ترمه در یزد و کرمان تولید می شد.

یکی از معرو فترین تولیدات پارچه بافی صفوی در این دوره پارچۀ زری است. اکثر پارچه های زربفت موجود در موزه های بزرگ دنیا، از این دوره به جا مانده است. ابریشم طبیعی اصلی ترین ماده اولیه زری بافی است که در بافت زمینه از ابریشم ساده و برای نقش اندازی پارچه از نخ ابریشم با روکش طلا یا نقره به نام ” گلابتون” استفاده می شود. درگلابتون های پارچه های زری صفوی تا 50 درصد طلا به کار می رفت؛ در حالیکه مقدار طلای این رشته ها امروزه تنها حدود 2 تا 3 درصد می باشد (روح فر، ص 74). پارچه زری از نظر نوع بافت شامل: زری اطلسی، زری دارایی، زری حصیری و زری لُپه می شود که نوع اطلسی بسیار ظریف می باشد (کریمی، 1385، ص 84).

article 202پارچه ابریشمی زربافت با نقوش انسانی، دوره صفوی، موزه ویکتوریا و آلبرت لندن

زندگی پرتجمل شاهان صفوی و شاهزادگان، تقاضا برای پارچه های گران بها را بیش تر کرد، این موضوع باعث شد تا بیش ترین تحول در هنر بافت پارچه های فاخر به وجود آید. آخرین پادشاه صفوی، سلطان حسین، زندگی پرتجمل را به اندازه ای دوست داشت، که خود را در میان انواع پارچه های زیبا و زربفت مغروق ساخت. (اتینگهاوزن، 1379، ص 168). در مورد رواج بافت زری در هند گفته اند که در دوره صفویه، همایون شاه گورکانی که به ایران پناهنده شده بود در بازگشت از ایران دستگاه بافندگی پیچیده ای را با خود به هند برد که برای بافتن پارچه های زربفت استفاده می شد. او استادانی را استخدام کرد تا بافندگان هندی را در این شیوه جدید پارچه بافی راهنمایی کنند و بافندگان هندی به زودی این روش ها را فرا گرفتند. هند که قادر به جذب انواع هنرها بود در فاصله زمانی کوتاه، تولید کننده پارچه های نفیس و گران بهای زری، یکی از ظریف ترین منسوجات هندی شد (شریفی، ص 103).

همچنین بسیاری از طرح های ایرانی بر پارچه های هندی دیده می شود که متداول ترین آن ها نقش بته جقه می باشد. این نقش یکی از نقوشی است که در پارچه های ایران و هند هر دو به کار گرفته شده است. این نقش در اصفهان، درسده 11 هجری قمری برای تزئین اطلس و در کرمان نیز برای تزئین شال پشمین در اواخر سده استفاده شده است. اصالت بته جقه به احتمال قریب به یقین ایرانی است. یکی از مهم ترین اشکال بته، بته جقه ای است که طرح اصلی این نگاره در بیشتر دست بافته های ایرانی به صورت سرو خمیده دیده می شود. داخل بته جقه را با نقش های مختلف اسلیمی و ختایی تزیین می کنند و گاه حاشیه آن را هم با اسلیمی یا طرح های ساده از خود بته جقه می آرایند. از نمونه های منسوج در عهد صفوی قطعاتی از پارچه زری سده 11 هجری قمری به لحاظ تجسم مراحل اساسی دگردیسی سرو به بته و تبدیل شدن آن به شکل دیگر اهمیت به سزا دارد.

بته جقه

بته جقه از نقش مایه های کهنی است که ظهور آن در هنر ایرانی به اعصار کهن باز می گردد و به عنوان نقشی گیاهی و تزئینی در هنرهای سنتی، به صورت فراگیر مورد استفاده قرار گرفته است. بته جقه در فرهنگ فارسی معین با این تعریف همراه است: “نقشی زینتی شبیه سروی خمیده که بیش تر در صنعت قالی بافی، ترمه، زری دوزی و مانند آن به کار می رود.” در لغت نامه ی دهخدا نیز جقه این گونه تعریف شده است: “بته ای ساخته از پر پرندگان که بر بالای پیش کلاه پادشاهان ایران است و آن کوچک کرده ی سرو سرافکنده، نشان ایران و ایرانیان و حکایت کننده از راستی و تواضع ایشان است.” همچنین گاهی اوقات از جقه به عنوان نماد آتش نام برده شده است. آتش یک نماد است که با نور وابستگی های بسیار دارد و نماد خرد و عقل و حکمت و عرفان بوده است. از منظر آیین زرتشت آتشی که درون آدمی را از آلودگی پاک می کند از راه اصول سه گانه اندیشه نیک، گفتار نیک و کردار نیک به دست می آید.

اساس شکل گیری نقش بته گردش پاره خطی است که نقطه آغازین آن کمی خمیده (سرکج) است و پس از یک گردش منحنی در همان نقطه شروع، به هم پیوسته و گردش آن متوقف می گردد. در این گردش شکلی به دست می آید که از یک سر باریک و در نقطه میانی شکم دار است. بته جقه در حقیقت زیباترین تقسیم مساوی از دایره است. دایره را به صورت های مختلف می توانیم به دو نیمه تقسیم کنیم که زیباترین نوع تقسیم، همان شکل بته جقه است.

دایره در میان نقوش به نوعی مشابه یک در اعداد است و بته جقه که از تقسیم دایره حاصل می شود به مثابه نماد دو در اعداد است که سایر اعداد مضرب آن می باشند. جان کلام اینکه همان گونه که آفتاب بر همه عالم می تابد و نور خود را دریغ نمی کند اما بر هر زمینه ای بازتابی متفاوت بر اثر قابلیت آن ها دارد و همان گونه که رنگ سفید در رنگین کمان به رنگ های متعدد ظاهر می شود اما در نهایت همگی روایت نور را می کنند و بر اثر قابلیت خود رنگی شده اند و همین امر نیز باعث زیبایی وصف ناپذیر آن شده است، بته جقه نیز در عین ماهیت نامحسوسی که دارد، قابلیت ظهور و تکثیر در اشکال مختلف هنری را داراست و این نقش در عالم هنر سراسر کره خاکی در طول تاریخ و در ایران بزرگ ظهور و خودنمایی کرده و جلوه گری می نماید و همین علتی است که خواه ناخواه در تمام هنرها به نوعی ظهور دارد و هنرمندان متعددی از این دریای زیبایی بهره برده اند.

article 203پارچه زربفت با نقش بته جقه، 1700 میلادی، دوره صفوی

علاوه بر این در یزد نوعی پارچۀ شال بافته می شد که به میزان زیاد از نظر رنگ و نقوش نزدیک به پارچه های ابریشمی کشمیری مربوط به سده های دوازدهم و سیزدهم هجری بود. در واقع شال های پشمی ایران و هند که ترمه هایی زیبا بودند، از پشم لطیف یا کرک با الیاف بلند و طرح های تزیینی گوناگون بافته می‌شود. ترمه را به صورت تِرمَه و تیرمه نیز ضبط کرده و تِرمِه و تِرما را معادل شال کشمیری آورده اند. در ذکر انواع پارچه های دوره صفوی، شال ها یا همان پارچه های ترمه در کنار زربافت ها به عنوان پارچه های نفیس و گران بها دسته بندی می شوند. در بررسی منسوجات به جا مانده از دوره صفوی، نمونه پارچه های زربافت و ترمه با نقوش مشابه، به ویژه نقش بته قابل توجه است. برخی پژوهشگران معتقدند که در گذشته به پارچه های ترمه، زری می گفتند؛ یعنی هر دو یک منسوج محسوب شده اما این موضوع نیاز به تحقیق بیش تری دارد.

در ابتدای قرن هفدهم و زمان سلطنت شاه عباس اول که عصر شکوفایی هنر ایرانی و پارچه بافیست، بیش ترین نشانه های هنر شال بافی (ترمه بافی) را می توان یافت. در واقع این هنر در دوره صفویه به سرعت رو به شکوفایی گذارد و به مرحله ای از تکامل نایل گردید که متمایز ساختن گونه های ایرانی و کشمیری غیر ممکن گردید. در ایام اوج این هنر، ترمه به عنوان لباس های رسمی و زینت خانه توسط اشراف و خانواده های سلطنتی مورد استفاده قرار می گرفت. همچنین به برخی از کشورهای همسایه که برای این پارچه ها ارزش هنری والائی قائل بودند صادر می شد. شال های کشمیر سده ١٧ میلادی نیز با نقش بته جقه تزئین شده اند. بررسی تاریخ شال بافی کشمیر نیز روشن می سازد که بته جقه پیش از رونق شال بافی در کشمیر وجود نداشته و مهاجرین ایرانی این نقشمایه کهن خود را اوایل سده نهم هجری به کشمیر بردند (پرهام، 1364، ص 225).

article 05شال ابریشمی با طرح محرماتی، نقوش بته و خروس، 1700 میلادی، دوره صفوی

ترمه:

ترمه نوعی از منسوجات سنتی ایران است که با مواد و مصالح بسیار مرغوب از گذشته های بسیار دور با نقش های بته جقه، اسلیمی و مانند آن در ایران بزرگ تولید می شده است. ترمه همانند فرش دست بافت دارای تار و پود است، که پود در پشت پارچه به صورت آزاد قرار می گیرد و به همین دلیل تراکم پودی آن زیاد است. نخ پود ترمه های اصیل ایران از کرک بسیار ظریف و یا ابریشم طبیعی و نخ تار از جنس پنبه مرسریزه شده، بوده است؛ اما نخ پود ترمه های امروزی از جنس ویسکوز ریون یکسره و تار آن از جنس پنبه یا پلی استر می باشد.

دستگاه سنتی بافت ترمه، تقریباً شبیه سایر دستگاه های نساجی سنتی، چوبی بوده است و در خود مناطق، تولید و توسط صنعتگران محلی ساخته می شده است. این نوع دستگاه ها چهار وردی است که وردها توسط پدال هایی که در زیر پای بافنـده قرار دارند بــه حرکت در می آیند. پس از تهیه مواد اولیه و تدارک دستگاه بافندگی کار چله کشی به شکلی که در بافت سایر منسوجات دست بافت رایج است انجام و به دنبال آن عمل بافت آغاز می گردد. هر دستگاه ترمه نیاز به یک گوشواره کش دارد که استادکار در پشت دستگاه نشسته و گوشواره کش در بالای آن قرار می گیرد که کار وی انتخاب و تعیین نخ های مخصوص جهت ایجاد نقش بر روی پارچه می باشد و نقوشی که معمولاً بر روی ترمه های ایرانی دیده می شود حاصل و نتیجه ی همکاری گوشواره کش با استاد است؛ ولی نقش اصلی را «نقش بند» داشت که چگونگی بافت را برای بافنده بیان می کرده است. در روش سنتی، ترمه توسط انگشتان دست بافته می شد.

امروزه ماشین های نساجی کار بافت ترمه را ساده تر و امکان تولید بیشتری را فراهم نموده اند. اگر چه این امر ترمه بافی را از حیطه ی هنر دستی وارد مرحله ای صنعتی می کند، اما بافندگان ترمه کوشیده اند، ارزش ها و نقوش اصیل این هنر را همچنان حفظ نمایند. از این رو بافته های صنعتی ترمه، پهلو به بافته های دستی اصیل و کهن می زنند و از زیبایی و ظرافتی بایسته برخوردار می باشند.

رنگ الیاف ترمه های سنتی ایرانی معمولاً از گیاهان طبیعی تهیه می شد، که این رنگ از ریشه ، تنه ، برگ ها ، گل، میوه و یا پوست گیاهان به دست می آمد. امروزه به دلیل تنوع مخاطبان، ترمه در رنگ و طرح های گوناگون تولید می شود. ترمه در زمان های گذشته مصارف متنوع و گوناگونی داشته است که از آن جمله می توان به دوختن لباس های فاخر و اشرافی اشاره نمود. از جمله ویژگی های منحصر به فرد ترمه می توان به این نکته اشاره کرد که پارچه ی ظریف و لطیف ترمه هیچ گاه چشم بیننده را اشباع نمی کند و همواره زیبایی و بدیع بودن خود را حفظ می نماید.

بافت ترمه نیز همانند هر هنری نیازمند طراحی و ارائه ی نقشه است. در گذشته های دور هنرمندان بافنده با اتکا به قوه ی بینایی و تخیل خود ترمه را می بافتند. اندکی بعد با ترسیم شکل های پیشنهادی و تثبیت شده بر روی کاغذ های چهار خانه نقش موردنظر را می کشیدند و سپس بافندگان هنرمند آن را بر تار و پود پیاده می کردند. اما امروزه این صنعت نیز همپایه ی پیشرفت فن آوری توانسته است از امکانات نرم افزاری رایانه ای در راستای بهتر شدن بهره گیرد و به طراحی سیمایی دقیق تر و زیباتر دست یابد به گونه ای که اجرای عملیات طراحی و رنگ آمیزی این امکان را به وجود می آورد تا بافندگان و صنعت گران بتوانند نتیجه ی کار خود را قبل از انجام بافت مشاهده نمایند و با سرعت بیشتری به تغییر و اصلاح آن بپردازند.

ترمه بافی امروزه تنها محدود به استان یزد است.

پیشینه ترمه بافی

در مورد زادگاه ترمه‌ بین محققان اختلاف نظ‌ر زیادی ‌‌وجود دارد و در این‌ رابطه‌ گروهی‌ را عقیده بر این‌ است‌ که‌ ترمه‌ در کشمیر متولد شده و از ‌آنجا به‌ ایران راه یافته و عده ای دیگری معتقدند که‌ مبتکر بافت‌ ترمه‌ ایرانیان بوده‌اند.

نظریه اول: شال های پشمی ایران و هند که به آن ها نام شال کشمیر اطلاق گردیده ترمه هایی زیبا بودند که از پشم های نرم کشمیری با الیاف بلند بافته می شدند. پژوهشگران معتقدند حکمران کشمیر، در سده ٩هجری قمری(١۵ میلادی) باعث توسعه شال بافی در این ناحیه شده است و نام ترمه را هندی ها و کشمیری ها بر روی این پارچه گذاشتند. عده ای دیگر می گویند شال بافان مهاجر از ایران و آسیای میانه، صنعت شال بافی را در این منطقه پایه گذاری نموده اند. به این ترتیب بسیاری از طرح های ایرانی بر شال های هندی دیده می شود که متداول ترین آن ها بته جقه می باشد.

نظریه دوم: ترمه از لحاظ ساختار کلی بافت و هم از نظر نقش اندازی بسیار به پارچه های زری شبیه است، اما مهم ترین تفاوت بین پارچه های زری و ترمه اولاً در مواد اولیه آن هاست و ثانیاً در شکل دستگاه بافندگی و در نتیجه تا حدودی روش بافت آن هاست. پارچه های ترمه قدیمی عموماً با الیاف کرک و پشم و گاه ابریشم بافته می شدند ولی پارچه های زری از جنس ابریشم و گلابتون بودند. از آنجا که سابقه پارچه های زری در ایران به قبل از اسلام برمی گردد و به ویژه در دوران ساسانی اوج خود را تجربه کرده است، می توان نتیجه گرفت که پارچه های ترمه که از لحاظ فنی ساختاری شبیه زری دارند از این گروه پارچه ها به وجود آمده اند. بنابراین می توان سرچشمه پارچه های ترمه را در خود ایران و در مراکز مهم بافندگی ایران در دوران تیموری و بعد از آن جست و جو کرد و در اصل ترمه را فرزند خلف پارچه های زری دانست. در واقع کمبود و گرانی مواد اولیه پارچه های زری موجب شد که استفاده از الیاف ارزان تر برای بافت پارچه های فاخر مورد استفاده قرار گیرد. در نتیجه نوع دیگری از منسوجات سنتی شکل گرفت که کم کم نقوش آن نیز صاحب هویت منحصر به فرد خود شد. مهم ترین ویژگی ترمه، طبیعی بودن مواد آن بود که هم در مواد اولیه و هم در نقوش آن جلوه گر می شده است.

معیار ارزش ترمه

ترمه ها بر اساس تعداد رنگ نخ استفاده شده در بافت آن ها و همچنین تراکم بافت ارزش گذاری می شوند. هرچه تعداد رنگ استفاده شده در یک ترمه بیش تر باشد ارزش آن ترمه بالاتر می رود. در بین ترمه هایی هم که تعداد رنگ یکسانی دارند، طرح و تراکم بافت تعیین کننده ی ارزش ترمه می باشد. هرچه تنوع رنگ و تراکم ترمه بیشتر باشد ارزش ترمه هم بیشتر می شود. پارچه‌‌ی ترمـــه‌ به‌ سبب بافت‌ منحصر به‌ فـــــرد خود، و به‌ دلیل تراکم‌ زیاد پودهایش‌ از ‌یک مقاومت نسبی مطلوب برخوردار است‌ و در مجموع با دوام تر از سایر پارچه ها ‌می‌باشد.

nikoodel termeh articleنخ های پود پشت ترمه، ترمه 5 رنگ

پی نوشت ها

1- این تیغه ها هم اکنون در موزه لوور پاریس و موزه بوفالو نیویورک نگهداری می شوند.

2- شهر سوخته در 56 کیلومتری زابل در استان سیستان و بلوچستان و در حاشیه جاده زابل – زاهدان واقع شده است. این شهر در 3200 سال قبل از میلاد پایه گذاری شده و مردم این شهر در چهار دوره بین سال‌های 3200 تا 1800 قبل از میلاد در آن سکونت داشته اند. (سایت مطالعات اجتماعی – بشرویه)

3- بندر سینیز در ناحیه شمالی استان بوشهر میانه دو بندر مهروبان و جنابه (گناوه) قرار داشته و صنعت پارچه‌بافی آن شهرتی جهانی داشته، متون ادبی از بزرگان سینیز به خوبی یاد کرده‌اند.

 

منابع

– اتینگهاوزن، ریچارد، یارشاطر،احسان، اوج های درخشان هنر ایران، مترجمان هرمز عبداللهی، رویین پاکباز،

. انتشارات آگاه، تهران، 1379.

– برزین ، پروین. “پارچه‌های قدیم ایران”. هنر و مردم، دوره5، ش59، تهران، شهریور1346.

– شریفی مهرجردی، علی اکبر، ” هنر نساجی و پارچه بافی یزد در دورۀ درخشان صفوی “، چیدمان ، سال دوم شماره 2، تهران ، تابستان 1392.

– روحفر، زهره، زری بافی در دورۀ صفویه، ارتباط هنر نقاشی با نقوش پارچ ههای زربفت، کتاب ماه هنر بهمن و اسفند، تهران، 1378.

– کریمی، خاطره ، “آثار زریفت گنجینه هنرهای تزیینی ایران “، فرهنگ اصفهان، تابستان 1385، شماره 32.

– امیری، عفت و معصومه امیری، “تاریخچه پارچه بافی در ایران باستان” ، رشد آموزش تاریخ، تابستان 1387، شماره 31.

– برزین ، پروین. “پارچه‌های قدیم ایران”. دوره5، ش59 شهریو 1346.

– بهنام، عیسی، “فن زری بافی در ایران “، هنر و مردم، شماره 15، دی 1342.

– پور ابریشم، احسان، فریناز فربود، “ماهیت دیبای شوشتری از منظر منابع مکتوب “، نشریه هنرهای زیبا، شماره 45، بهار 1390.

– روح فر، زهره ، نگاهی به پارچه بافی دوران اسلامی، سازمان میراث فرهنگی کشور، 1380.

– ریاضی، محمدرضا ، ” جاده ابریشم : شکل گیری و پیشینه “، مجله باستان شناسی و تاریخ ، سال 9، ش 2 بهار و تابستان 1374 .

– کریمی، خاطره ، “آثار زریفت گنجینه هنرهای تزیینی ایران “، فرهنگ اصفهان، تابستان 1385، شماره 32.

– گیرشمن، گیرشمن ، هنر ایران ، ج 2: در دوران پارتی و ساسانی ، ترجمه بهرام فره وشی ، تهران 1350.

– مژگانی، سید حسین. گل‌های ابریشمی (Silk Flowers)، تهران: انتشارات سروش، 1380.

– مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معدن الجواهر، ترجمه ابوالقاسم پاینده، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، 13

– روزنامه جام جم، شماره 3613 به تاریخ 3/11/91، صفحه 8 (میراث)

– فتحی، لیدا ، دکتر فریناز فربود، “سیر تحول نقوش پرنده و موجودات اساطیری بالدار در منسوجات آل بویه و سلجوقی” ، نگره، شماره 12، پائیز 1388.

-Barber, E.G.W (1991), Prehistoric textile, Princeton university press, New Jersey.

تهیه و تنظیم: ناهید قاضیان – نیما نیکودل